|
|
|
|
|
وقتى بحران وخيم تر شد ، از ملا محمد صادق ، همچنين از حاجى سيد جواد (۱) و آقا سيد حسين مجتهد (۲)، (مجتهد طراز اول ديگر وآشناى ديگر فيض) در خواست نظر وصدور حكم شد .
تا حدود زيادى اين گروههاى گوناگون بودند كه منابع اطلاعاتى فيض را تشكيل مىدادند . در بيشتر موارد وى منبع اطلاعات را ذكر مىكند وبهطور معمول اظهارنظر در مورد فردى كه اطلاعات را به او داده است وموقعيت مربوط به حادثه را به آن اضافه مىنمايد .
چنين به نظر مىرسد كه وى به صورت كامل از طبيعت خارقالعاده واقعهاى كه مىخواست حكايت كند ، آگاه بوده ومايل است صحت آن را با ذكر منابع اثبات كند . اين دوستان وى بودند كه به او اصرار كردند ، آنچه را كه اتفاق مىافتاد ، ثبت كند . فيض بهعنوان مورخ محلى وعلاقهمند به تمام رويدادها وپديدههاى غيرمعمول كه شهر و بلوكاتش را تحت تأثير قرار مىداد ، وظيفه داشت كه اين كار را انجام دهد ؛ امّا وى همچنين علاقه داشت اين رويدادها را توجيه كند . او سعى مىكرد آنچه را ديده يا شنيده بود ، ادراك كند .
بهنظر مىرسيد دنيايى را كه مىشناخت واژگون شده ، رشتههايى كه اجتماع را به هم متصل مىكرد ، گسسته شده و ارتباطهاى طبيعى پايمال شده است .
واقعهاى را كه بهنظر مىرسد تمايل وى را به ثبت اين رويداد وتا حدّ امكان توجيه آن تحريك نمود ، درست در آغاز گزارشش پس از استغاثههاى مرسوم به پيشگاه پروردگار كه به نظر مىرسيد بندگانش را رها كرده ، بعد از نقل قولى مناسب از ظهير فاريابى آورده است .
اين واقعه، كشته شدن يك پسر چهارده ساله توسط مادرش به خاطر ارتكاب جرمى نسبتاً جزيى در سرقت يك دوك نخ بود . اين افراد همسايگان او بودند . به نظر مىرسيد اين امر علامتى بود بر اينكه چگونه روابط حتى بين خويشاوندان نزديك دگرگون شده بود ؟ ارزشهاى كهن واژگون شده وچنان كه مىنويسد پايانى بود براى مهربانيها و ديگر « صدق و صفا و حقوق و وفايى » وجود نداشت . هر كس فقط به فكر خودش بود . پيشتر هم مصيبتهايى اين چنين روى داده بود ؛ ولى هرگز مصيبتى كاملاً شبيه به اين وجود نداشته بود . فيض با نگارش اين واقعه اميدوار بود به توجيهى چند نايل (۳) شود يا حداقل مفهوم آن را براى اجتماع خود درك نمايد .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱ . حاجى سيد جواد يا آقا سيد جواد مجتهد قمى ، به خاطر پارسايى ، سادگى و كنارهگيرى وى از مقامات دولتى ، مورد احترام بسيار بود . اشاراتى در مورد او در ، ارباب ، تاريخ دار الايمان قم ، همان منبع ، ص 30، 70 ، 74 ، 83 ، 93 و 113 و نيز در افضل الملك ، تاريخ وجغرافياى قم ، قم ، 1396 ق ، ص 66-65 ؛ همچنين در كتاب شيخ حسن (مفلس) ، همان منبع ، ۱/۴۱۷-۴۱۹وجود دارد .
۲
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1384ساعت 11:47 توسط گلی
|
|
||