تبليغاتX
تاریخ قحطی در ایران -

قحطى سال 1288 قمرى در قم‏

 

    تأليف دكتر جان گرنى‏

    ترجمه گيتى درخشان‏

 

 قحطى بزرگ سال 1288-1287 ق توسط مورخان، به عنوان واقعه‏اى كه اثرات بسيار عميقى بر زندگى اجتماعى واقتصادى كشور داشته، شناخته شده‏است. در منابع چاپ شده ايرانى در تاريخهاى متأخر، وخاطرات وسفرنامه‏هاى آن عصر اشاره‏هاى بى‏شمارى به هراس اين سالها وجود دارد كه برخى از تكان دهنده‏ترين اين گزارشها از كسانى است كه خود شاهد رنج وحشتناكى كه به‏خصوص مردم فقير وضعيف متحمل مى‏شدند، بوده‏اند؛ (۱) امّا به‏طور كلى‏ اطلاعات دقيق اندك است. عبارات قالبى مشابهى به‏كار رفته ورواياتى همسان وتكرارى نقل شده است؛ چنان‏كه به‏نظر مى‏رسد، نويسندگان خود را ملزم نمى‏دانسته‏اند كه شرح وتفسيرى به توصيفات اندوه‏بار درد ورنجى كه ناظر آن بوده‏اند، اضافه كنند. به‏دليل عدم دسترسى به گزارشهاى كارگزاران وزارت خارجه كه هنوز هم در آرشيو وزارت خارجه ايران محبوس است ونيز به علت پراكندگى اسناد خصوصى وتجارى (۲) وآشفتگى اغلب اسناد{P دولتى ومحلى، گزارشهاى اروپاييان هنوز هم از جمله مفيدترين منابع محسوب مى‏شود. گزارشهاى سفارتخانه‏ها، نمايندگان كنسولى در ولايات، مبلغان مذهبى، نمايندگان تلگراف هندو - اروپايى ومسافران اروپايى، همگى داراى اطلاعات تفصيلى مى‏باشند؛ ولى اين گزارشها بسته به اينكه چه كسى، به كجا، در چه زمانى وبراى چه مدتى رفته باشد؛ اغلب ناقص است. مسافران چندى، توصيفاتى دقيق از اوضاع محلى مكانهاى خاص، در دوره‏هاى بسيار كوتاه ارائه مى‏دهند؛ (۳) امّا اين توصيفات جهت یک نتيجه‏گيرى كلى معتبر، بسيار نامرتبط ونامنظم‏ است.

 در سالهاى اخير مورخان اين توصيفات را همراه با منابع وزارت امور خارجه بريتانيا وديوان هند مورد استفاده قرار داده‏اند، تا شرحى كلّى براى سراسر كشور ارائه دهند وكوشش كرده‏اند كه در مورد عوامل ايجاد قحطى، مسئولين سوء مديريت بحران واثرات اين قحطى توضيحى ارائه دهند. (۴) هر چند كه اين تفسيرها پرارزش‏ است؛ ولى تعميمهاى بنا شده براساس اطلاعات غيركافى، كه به نحوى كلى وبدون اطلاعات تفصيلى وخاص ناشى از ادراك عميق از محيط محلى ترسيم شده است، كاملاً متقاعدكننده نيست.

اگر قم به عنوان یک نمونه برگزیده شود روشن می شود که محدودیتهای پژوهشهای اخیر در کجاست . همه می دانند که قحطی این سالها قم را به همان شدت جاهای دیگر تحت تأثیر قرار داد . مسافران ایرانی یا اروپایی که از قم عبور کرده اند ، به طریق معمول و کلی در مورد بدبختی توده مردم قم اظهار نظر کرده اند ؛ اما آنها مطالب کمی از آنچه را که به واقع حادث گردیده است ، بیان کرده اند . به طور استثنا ، ظل السلطان با به خاطر آوردن سفر  خود از شیراز به تهران ، که در سال 1288 ق انجام شد ، در میان گزارشهای کلی از مناظر مدهشی که شاهد بود، حادثه خاصی را در قم به خاطر می آورد. حتی 35 سال بعد ، هنگامی که این واقعه را به رشته تحریر در می آورد ، نقل آن رویداد ، احساس دردناکی را برمی انگیزد. (5)

همچنین (هنرى‏بلو (HenryBellew كه يك جراح ارتش هند بود، ضمن سفر از طريق بلوچستان وافغانستان به خراسان، تهران وسپس به طرف همدان وكرمانشاه، به شرح ملاقات خود با يك افغانى از اهالى غزنين مى‏پردازد. اين افغانى در مورد وقايع ترسناكى كه در بازگشت از كربلا در سه ماهه اول سال 1872 م (اواخر 1288 ق) ديده بود شرحى به بلو ارائه مى‏دهد، وبه ويژه به شرح وضعيت قم مى‏پردازد:

 «جزئيات سفر قم دلخراش ومناظر ديده شده وحشتناك بود. اجساد مردگان جاده‏ها را پوشانده وهوا را با تعفن ناشى از گنديدن آنها مسموم مى‏كرد. سرایها از افراد در حال احتضار كه شيون ورنجهاى آنها مناظر غير قابل وصفى را به‏وجود آورده، پر بود. دهات خالى وخاموش همانند خانه ارواح، توسط دسته‏هايى از سگها كه با زنده‏ها براى تصاحب مرده‏ها مبارزه مى‏كردند، مورد تهاجم قرار گرفته بود». زاريهاى او براى ايران بسيار رسا بود. او گفت: «كشور از دست رفته است. در اين سرزمين نه مذهب وعدالت ونه مروتى يافت مى‏شود. ما (او يك شيعه بود) در كابل به ايران به عنوان مركز كل خوبيهاى اسلام نگاه مى‏كرديم؛ ولى افغانستان با تمام عيبهايش كشور بهترى براى زيستن است». و(۶)

امّا به‏طور معمول، نه مسافران ايرانى ونه اروپاييها با دقت در مورد آنچه كه طى سالهاى قحطى در قم حادث گرديد، اظهار نظرى نكرده‏اند. به‏علاوه، اروپاييها با مشكل مضاعفى مواجه بودند. آنها در قم احساس راحتى نمى‏كردند، شهرى كه به نظر آنها به داشتن «تعصبات مذهبى» شهره بود وتعداد زيادى سيد، تعداد بسيار زيادى مسجد وامامزاده وقبرستانهاى وسيع داشت. آنها كه معمولاً خود تمايلى به اسلام نداشتند، احساس مى‏كردند كافرهايى هستند كه قميها به آنها به ديده اكراه مى‏نگرند. اين امر بر استنباط آنها از شهر تأثير مى‏گذاشت واغلب شهر را با واژه‏هايى كه به نحوى چشمگير مشابه هم بودند، مانند «يك محل بزرگ، آشفته، بد نگهدارى شده وناخوشايند» توصيف مى‏نمودند كه ترك آنجا در اولين فرصت آنها را بسيار شاد مى‏كرد.(۷)

ـــــــــــ۰ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱ . نك: ضميمه 1 (منابع فارسى).

۲ . آرشيو امين الضرب استثناست وتوسط دكتر اصغر مهدوى نگهدارى وفهرست شده است. از مكاتبات روزانه تجارتخانه‏هاى بزرگ با نمايندگانشان در قسمتهاى مختلف كشور ونيز با خارج، اطلاعات واقعى زيادى در مورد شرايط اقليمى، قيمتها وشدت قحطى مى‏توان استخراج نمود. كتابچه نامه‏هاى خود امين الضرب جزئيات زيادى از اوضاع تهران عرضه مى‏دارد. مايلم از دكتر اصغر مهدوى به خاطر محبتشان از اينكه به من اجازه دادند مقدارى از اين نامه‏هاى پرارزش را ببينم ونيز به جهت كمكشان در توضيح اين نامه‏ها تشكر كنم.

۳نك: ضميمه 2 (منابع دست اوّل اروپايى).

۴. نك: ضميمه 3 (منابع دست دوم اروپايى).

۵ .  مسعودمیرزا ظل السلطان، تاریخ سرگذشت مسعودی، تهران، ۱۳۲۵ص۲۱۰-۲۱۱ . او در حدود ماه رجب ۱۲۸۸/سپتامبر۱۸۷۱از قم عبور کرد :

« شومترین و بدترین و کثیفترین اسفاری{=سفرهایی} بود که من در تمام عمر کردم و امیدوارم از کرم خداوند تبارک و تعالی دیگر چنین سفری نکنم چه از ابتدای سنه ۱۲۸۶ تا ۱۲۸۹ {ق} ، در این سه سال چنان قحطی در تمام خاک ایران شده بود، بخصوص در صفحات تهران و اصفهان و عراق ذیلش هم به سختی هرچه تمامتر کشید به فارس که ا ز خوردن سگ و گربه حتی مرده های یکدیگر، هیچ مضایقه نداشتند :

چنان خشکسالی شد اندر دمشق

که یاران فراموش کردند عشق

گرسنه شکم بر نمد دوخت چشم

که همسایه گوشت بوده است پشم

از زرقان که منزل اول فارس است به تهران اراده کالسکه ما جز روی مرده یا کشته که مردم به خیال اینکه چیزی دارد و معلوم شد چیزی ندارد ویا آدمی که قریب الموت بود گردید و چیز دیگر ندیدیم تا وارد تهران شدیم ... .

... هرچه بخواهم از پریشانی مردم و خرابی مردم بنویسم هزار یک را از عهده بر نمی آیم . بطور یقین در غلبه مغولان آنچه قحطی در این دوسال بر اصفهان وارد آورده بود ، لشکر تاتار و امیر تیمور خونخوار نکرده بود .وضع کاشان هزار در جه ا ز اصفهان بدتر به مضمون (گل بود به سبزه نیز آراسته شد) چه کاشان و این مزید بر علت شد قم از او صد درجه بدتر.... واقعا برای ماها از دیدن اینقدر مرده و اینقدر قریب الموت یکنوع انقباض و کدورت و دلتنگی دست داده بود که ذکرش هم ، موجب دلتنگی است».

۶

 H.W.Bellew.From the Indus to the Tigris: a narrative of a journey through the countries of Balochistan,Khorassan and Iran, 1872, London, 1874,pp.395-396.

۷. جان گرنى، «تاريخ نگارى قم در دوره ناصرى»، گنجينه شهاب، قم، 1379 ش، 2 / 111-109؛ از اينجا به بعد، به اختصار، با عنوان: «تاريخ نگارى»، از آن ياد مى‏شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1384ساعت 15:48  توسط گلی  |